ملتف

لغت نامه دهخدا

ملتف. [ م ُ ت َف ف ] ( ع ص ) گیاه در هم پیچیده و افزون شده. ( آنندراج ) ( از منتهی الارب ). بر هم پیچیده. ( ناظم الاطباء ). در هم پیچیده. پیچیده. انبوه. درهم. متکاثف. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). || افزون و فراوان. || باغی که دارای گیاههای فراوان در هم پیچیده باشد. || زلف بر هم پیچیده. || سمین و فربه. || گرد و غبار بر هم نشسته و توده شده. || جامه بر خود پیچیده. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ معین

(مُ تَ فّ ) [ ع. ] (ص. ) پیچیده، درهم پیچیده (گیاه و جز آن ).

فرهنگ عمید

پیچیده، درهم پیچیده.

فرهنگ فارسی

( صفت ) پیچیده در هم پیچیده ( گیاه و جز آن )

ویکی واژه

پیچیده، درهم پیچیده (گیاه و جز آن)

جمله سازی با ملتف

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 تو ملتفت مشو به عدو ز آنکه خود فلک تدبیر دفع فتنه اشرار می‌کند

💡 درهم است آن بت طناز نمی‌دانم چیست ملتفت نیست به من باز نمی‌دانم چیست

💡 در راه هرچه نفس بدان ملتفت شود گر خود بهشت باشد از آن اجتناب کن

💡 چشم از غرور اگر چه نمی‌گشت ملتفت عجز نگاه حسرت من بی اثر نبود

💡 ز شیوه های تو ای شاه ملک استغنا کسی که ملتفت ماست، چین پیشانیست

برین یعنی چه؟
برین یعنی چه؟
روز جاری یعنی چه؟
روز جاری یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز