لغت نامه دهخدا
ملازمان. [ م ُل ْ لا زَ ] ( اِخ ) دهی از دهستان باوندبور است که در بخش مرکزی شهرستان شاه آباد واقع است و 410 تن سکنه دارد. ( فرهنگ جغرافیایی ایران ج 5 ).
ملازمان. [ م ُل ْ لا زَ ] ( اِخ ) دهی از دهستان باوندبور است که در بخش مرکزی شهرستان شاه آباد واقع است و 410 تن سکنه دارد. ( فرهنگ جغرافیایی ایران ج 5 ).
جمع ملازم، همراهان، فرمانبرداران.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چه زیان ملازمان را که تفقدی نمایند بگدا که نیست بارش بحرم سرای شاهی
💡 ملازمان جناب تو خالداً فیالخلد مخالفان رضای تو دایماً فیالنار
💡 ای بر در سرای تو هر صبح آفتاب تا شام کرده فره چرانی ملازمان
💡 به ملازمان مهدی که رساند این دعا را که به شکر پادشاهی ز نظر مران گدا را
💡 راست شود. پس به موجب این مقدمات واضح و قضایای لایح، ظاهر می گردد که تیغ و قلم و دین و ملک، توامان و ملازمان اند.
💡 نخست خواست یکی از ملازمان درش کند حقوق نمک بر موالیش اظهار