ملائک
مترادفها
فرشتگان
متضادها
شیاطین، دیوان
لغت نامه دهخدا
ملائک. [ م َ ءِ ] ( ع اِ ) ج ِ مَلَک. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). ج ِ مَلَک و مَلأک. ( از اقرب الموارد ). رجوع به ملایک و ملک و مَلأک شود.
فرهنگ معین
(مَ ئِ ) [ ع. ] (اِ. ) جِ مَلَک، فرشتگان.
فرهنگ عمید
= مَلَک
فرهنگ فارسی
( اسم ) جمع ملک و ملاک و ملائک فرشتگان: [ دوش دیدم که ملایک در میخانه زدند گل آدم بسرشتند و به پیمانه زدند. ] ( حافظ. ۱۲۴ )
فرهنگ اسم ها
اسم: ملائک (دختر) (عربی) (مذهبی و قرآنی) (تلفظ: malā’ek) (فارسی: مَلائِک) (انگلیسی: malaek)
معنی: ملک، فرشتگان، ( عربی ) ( جمعِ مَلَـک و مَـلأک )، ( در گفتگو ) ( به مجاز ) فرشته
ویکی واژه
جِ مَلَک؛ فرشتگان.
جمله سازی با ملائک
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 خداوند در جواب ملائکه گفت: من خلیفهای در زمین قرار میدهم که حجت من باشد.
💡 وَ أُتْبِعُوا فِی هذِهِ الدُّنْیا لَعْنَةً ای بعد هلاکهم یلعنهم الملائکة و المؤمنون.
💡 چون ملائک گوی لاعلم لنا تا بگیرد دست تو علمتنا
💡 خاک کویش مگر از چشم ملائک شده نقش ورنه از چهره عشاق نشان این همه نیست
💡 از طواف همه ملائکتان یاد کردی به گرد عرش عظیم؟»