مقدماتی
مترادفها
مقدم، ابتدایی، آغازین
متضادها
نهایی، پایانی، ختامی
لغت نامه دهخدا
مقدماتی. [ م ُ ق َدْ دَ ] ( ص نسبی ) منسوب به مقدمات: تحصیلات مقدماتی.
فرهنگ فارسی
منسوب به مقدمات
جمله سازی با مقدماتی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 این قول آن است که غرض ما اندر تالیف این کتاب آن است. و ما را اندر بیان این قول حاجت است به مقدماتی که جز بدان مقدمات نفس جوینده این علم بر این معنی مطلع نشود.
💡 و در بیان این حقایق بمقدماتی حاجت افتد که مستمع بشناخت آن مقدمات بر تقریر بیان آن حقائق واقف تواند شد ان شاء الله که چنان روشن و مبرهن نموده اید که بر مایدهٔ فایدهٔ آن خواص و عوام بحسب استعداد خویش محظوظ و بهره مند شوند «اللّهم اجعل التّوفیق رفیقنا و الصّراط المستقیم طریقنا بجودک و کرمک.»
💡 مسابقه دارای ۱۴ مرحله مقدماتی (شامل ۷ گروه خانمها و ۷ گروه آقایان) است که از هر مرحله مقدماتی ۱ نفر برتر به مرحله نیمه نهائی راه پیدا خواهند نمود.