مغفور

مغفور به عنوان یک واژه‌ای با بار معنایی عمیق، به مفهوم بخشش و آمرزش اشاره دارد. این اصطلاح در فرهنگ‌ها و ادیان مختلف به ویژه در متون مذهبی و عرفانی، به معنای رحمت و عطوفت الهی به کار می‌رود. در واقع، مغفور به معنای رهایی از گناهان و اشتباهات گذشته است که می‌تواند به انسان امید و آرامش بخشد. این مفهوم نه تنها در زندگی فردی افراد، بلکه در روابط اجتماعی نیز نقش مهمی ایفا می‌کند. با توجه به اینکه انسان‌ها در طول زندگی خود ممکن است خطاهایی مرتکب شوند، پذیرش مفهوم مغفور می‌تواند به آن‌ها کمک کند تا از بار سنگین احساس گناه رها شوند و به سوی بهبودی و رشد معنوی حرکت کنند. در ادبیات فارسی، این واژه به طور مکرر به عنوان نمادی از بخشش و رحمت الهی مورد استفاده قرار گرفته است و نشان‌دهنده این حقیقت است که انسان‌ها می‌توانند با توبه و پشیمانی از گذشته خود، دوباره به مسیر درست بازگردند. در نهایت، مغفور به عنوان یک اصل بنیادین در زندگی انسانی، به ما یادآوری می‌کند که هیچ انسانی کامل نیست و همه ما در جستجوی آمرزش و بخشش هستیم. این مفهوم می‌تواند به عنوان یک منبع الهام برای افرادی که در جستجوی آرامش و رهایی از دغدغه‌های روحی هستند، عمل کند و آن‌ها را به سوی زندگی‌ای معنادار و سرشار از امید هدایت کند.

لغت نامه دهخدا

مغفور. [ م َ ]( ع ص ) آمرزیده شده. گناه پوشیده شده. ( آنندراج ). آمرزیده شده. ( ناظم الاطباء ). آمرزیده. خدابیامرز. عفوشده. بخشوده. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا )

فرهنگ معین

(مَ ) [ ع. ] (اِمف. ) آمرزیده شده.

فرهنگ عمید

آمرزیده شده.

فرهنگ فارسی

آمرزیده شده
( اسم ) آنکه گناهش بخشوده شده آمرزیده: [ عن قریب ساعیان قتل آن شاهزاده مغفور و قاتلان او هر یک ببلایی گرفتار آمدند. ) ( عالم آرا. چا. امیر کبیر. ۲٠۱ ) جمع: مغفورین.
به معنی مغفار است جمع مغافیر

جملاتی از کلمه مغفور

عشق عصیانست اگر مستور نیست کشته جرم زبان مغفور نیست
مغفور ما تقدم و هم ما تأخرست ایمن ز انقطاع و ز اعراض و ارتداد
روز قتل شاه مردان از جهان رفت و از این همرهی مغفور باد
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم