معکوس

معکوس به معنای تغییر جهت یا تحول در یک وضعیت خاص است. این واژه در بسیاری از زمینه‌ها کاربرد دارد و می‌تواند به صورت فیزیکی یا مفهومی مورد استفاده قرار گیرد. به عنوان مثال، در علم فیزیک، معکوس نشان‌دهنده تغییر مسیر یک جسم در حرکت است. در زندگی روزمره، این واژه می‌تواند به معنی تغییر تصمیمات یا رویکردها باشد. افراد ممکن است در مواجهه با چالش‌ها یا ناکامی‌ها به فکر معکوس کردن مسیر خود بیفتند تا به نتایج بهتری دست یابند. این مفهوم همچنین در روانشناسی نیز مورد توجه قرار می‌گیرد، جایی که افراد ممکن است برای بهبود وضعیت روحی خود، رفتارها و عادات منفی را معکوس کنند. در مجموع، این مفهوم به ما یادآوری می‌کند که در زندگی، همواره امکان تغییر و بهبود وجود دارد و با اتخاذ تصمیمات درست می‌توانیم به سمت جلو پیش برویم.

لغت نامه دهخدا

معکوس. [ م َ ] ( ع ص ) نگونسار. ( غیاث ) ( آنندراج ). نگونسار و باژگونه و سرنگون و مقلوب. ( ناظم الاطباء ). واژگون. واژگونه. وارون. وارونه. باژگون. باشگونه. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). برعکس.
- ترتیب معکوس؛ ترتیب نزولی اعداد و این خلاف ترتیب مستوی یا ترتیب صعودی اعداد است بدین سان: 1، 2، 3،4...
- ترقی معکوس؛ تنزل. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ).
- ترقی معکوس کردن؛ تنزل کردن. و اترقیدن: جان پدر ترقی معکوس کرده ای. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ).
- قیاس معکوس؛ رجوع به قیاس معکوس و قیاس دور شود.
- معکوس کردن؛ باژگونه کردن. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). برعکس کردن.
|| زیر و زبر. || فقیر و مفلس. ( ناظم الاطباء ). || کلام معکوس؛ سخن قلب شده و غیرمستقیم در ترتیب و معنی. ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). ج، معاکیس. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ معین

(مَ ) [ ع. ] (اِمف. ) نگون سار، سرنگون، برعکس، وارونه.

فرهنگ عمید

سرنگون، وارون، وارونه، نگونسار، باژگونه.

فرهنگ فارسی

سرنگون، وارون، وارونه، نگونسار، باژگونه
( اسم و صفت ) ۱ - سرنگون و اژگونه وارونه. یا ترتیب معکوس. عکس ترتیب مستوی است مانند: ٠٠٠ ٠٠ ٠ ۳ ۲ ۱ یا ترقی معکوس. تنزل: خاکم بسر ترقی معکوس کردهای. ۲ - ضد.

دانشنامه آزاد فارسی

معکوس (inversion)
در موسیقی، تصویر قرینه یا آینه ای ِ یک ملودی که در کنترپوان به کارمی رود؛ در معنای دیگر، آکوردی که در آن ترتیب طبیعی نت ها عوض شده باشد. در کنترپوان کلاسیک، معکوس ملودیک معمولاً مقداری انعطاف پذیری دارد تا از بروز نامطبوع یا حالت های هارمونیک ناخواسته جلوگیری شود؛ در موسیقی دوازده نغمه ای (دودکافونیک ) تمام عیار، معکوس به صورت کاملاً دقیق به کار می رود. معکوس بر دو قسم است: معکوس اول و معکوس دوم. معکوس اول (وارونگی اول) از اصطلاحات علم هارمونی مشخص کنندۀ نوع خاصی از آکورد است. با عدد (۶) در زیر نت باس مشخص می شود و در سوم (تیرس) آکور در باس قرار می گیرد؛ این حالت را آکور شش یا آکور سه و شش می نامند. معکوس دوم (وارونگی دوم) از اصطلاحات علم هارمونی و مشخص کنندۀ نوع خاصی از آکور است، که با عدد ۴/۶ در زیر نت باس مشخص می شود و در پنجم (کَنْت) آکور در باس قرار گیرد و به آن آکور چهار و شش می گویند که در این وضعیت با پایه آکور تشکیل یک فاصلۀ چهارم می دهد که به تهیه و حل احتیاج دارد.

جملاتی از کلمه معکوس

داد چرخ توسن معکوس سیر جای خاصان حرم در پای دیر
کرده یی حبس رسم من بی جرم وین هم از بخت و طالع معکوس
ز بالا سوی پستی میکنی رای بمقصد چون رسی زین سیر معکوس
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم