معقولات

معقولات واژه‌ای است که در زبان فارسی به معنای مفاهیم و امور عقلانی یا چیزهایی که با عقل و تفکر قابل درک و فهم هستند به کار می‌رود.

تعریف و مفهوم:

مفاهیم عقلانی: معقولات به مفاهیمی اشاره دارد که به وسیله عقل و تفکر انسانی قابل درک هستند. این مفاهیم معمولاً شامل اصول، قواعد و نظریات علمی و فلسفی می‌شوند.

مقابل محسوسات: این اصطلاح در مقابل محسوسات قرار می‌گیرند. محسوسات به چیزهایی اطلاق می‌شود که با حواس پنج‌گانه قابل درک هستند، در حالی که معقولات به مفاهیمی اشاره دارند که از طریق تفکر و استدلال به دست می‌آیند.

کاربردها:

در فلسفه، این اصطلاح به بررسی مفاهیم بنیادین و اصولی مانند وجود، ماهیت، علت و معلول و مفاهیم انتزاعی دیگر می‌پردازد.

در علم منطق، معقولات به استدلالات و تفکراتی اشاره دارد که بر اساس قواعد منطقی شکل می‌گیرند و به تحلیل و بررسی آنها پرداخته می‌شود.

در علوم مختلف، این مفهوم به نظریات و اصولی اشاره دارد که بر اساس داده‌ها و شواهد علمی استنتاج شده‌اند.

لغت نامه دهخدا

معقولات. [ م َ ] ( ع ص، اِ ) ج ِ معقولة تأنیث معقول. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). سخنهای پسندیده عقل و قابل دریافت و هرچیز شایسته ادراک و دریافت. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به ماده قبل شود. || ( اصطلاح فلسفی ) چیزهایی که به عقل ادراک شود. مقابل محسوسات. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ): در مدارج موجودات و معارج معقولات بعد از نبوت که غایت مرتبه انسانی است هیچ مرتبه ورای پادشاهی نیست. ( چهارمقاله ص 60 ).
- علم معقولات؛ رجوع به علم معقول ذیل ترکیبات معقول شود.
- معقولات اولی؛ آنچه موجود در خارج باشد مانند طبیعت حیوان و انسان زیرا آن دو بر موجود خارجی حمل می شوند چنانکه گوییم زید انسان است و اسب حیوان است. ( از تعریفات جرجانی ). اشیایی که مصداق خارجی داشته باشند و اولین متصور باشند مانند انسان و حیوان که موجود در خارجند و متصور شوند. بالجمله معقولات اولی عبارت از تصورات اولیه از اشیأاند که آن تصورات در ذهن است ولیکن منشاء و مصداق آنها در خارج است. ( از فرهنگ علوم عقلی جعفر سجادی ). ورجوع به ترکیب بعد شود.
- معقولات ثانیه؛ آنچه به ازاء آن چیزی نباشد مانند نوع و جنس و فصل زیرا آنها بر چیزی از موجودات خارجی حمل نمی شوند. ( از تعریفات جرجانی ). کلیات اند که از امور ذهنی انتزاع شده اند و منشاء آنها همان ذهن است و به عبارت دیگر اموری هستند که عروض آنها بر معروضات خود در عقل است مانند کلیت و جزئیت که در موطن عقل عارض بر کلی و جزئی شوند و کلی و جزئی خود از امور عقلی اند، لیکن تصور انسان و حیوان چنین نیست یعنی آن صور ( از انسان و حیوان ) در ذهن اند ولیکن منشاء و مبداء و مصداق آنها که حیوان و انسان باشد خارج است. ( از فرهنگ علوم عقلی جعفر سجادی ). و رجوع به ترکیب قبل شود.

فرهنگ معین

(مَ ) [ ع. ] (اِمف. ) جِ معقول، مسئله ها و موضوع های فلسفی یا جدی.

فرهنگ عمید

اموری که به وسیلۀ عقل ادراک می شود.

فرهنگ فارسی

( اسم ) جمع معقوله ( معقول ): ۱ - پسندیده های عقل ( سخن و غیره ). ۲ - آنچه بعقل ادراک شود مقابل محسوسات:... که در مدارج موجودات ومعارج معقولات بعد ازنبوت - که غایت مرتب. انسانی است - هیچ مرتبه ورای پادشاهی نیست. یا معقولات اولی. اشیایی که مصداق خارجی داشته باشند و اولین متصور باشند مانند: انسان و حیوان که موجود در خارجند ومتصور شوند. بالحمله معقولات اولی عبارت از تصورات اولیه از اشیائ اند که آن تصورات در ذهن است و لیکن منشا و مصداق آنها در خارج است و معقولات ثانیه کلیات اند که از امور ذهنی انتزاع شدهاند و منشا آنها همان ذهن است و بعبارت دیگر اموری هستند که عروض آنها بر معروضات خود در عقل است مانند کلیت و جزئیت که در موطن عقل عارض بر کلی و جزئی شوند و کلی و جزئی خود از امور عقلی اند لیکن تصور انسان و حیوان چنین نیست یعنی آن صور ( از انسان و حیوان ) در ذهن اند و لیکن منشا و مبدا و مصداق آنها که حیوان و انسان باشد خارج است.

ویکی واژه

جِ معقول؛ مسئله‌ها و موضوع‌های فلسفی یا جدی.

جملاتی از کلمه معقولات

وجه غیب مطلقش جبروت دان علم معقولات ازین عالم بخوان
این حکم در عموم اجسام جاری و مداوم است. اما ما همی بینیم که نفس ما صور مختلف اشیاء را با وجود اختلافشان در محدسات بودن یا معقولاتشان، تمام و کمال، بدون آن که صورت قبلی را از دست دهد، می پذیرد.
گرد معقولات می‌گردی ببین این چنین بی‌عقلی خود ای مهین
و از حضرت امیر المومنین علیه السلام مروی است که فرمودند: «خلق الانسان ذا نفس ناطقه» یعنی «انسان خلق کرده شد صاحب نفسی که به سبب آن ادراک معقولات می کند».
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم