مسقف

لغت نامه دهخدا

مسقف. [ م ُ س َق ْ ق َ ] ( ع ص ) نعت مفعولی از تسقیف. رجوع به تسقیف شود. || خانه پوشیده. ( آنندراج ). بیت سقف دار. ( از اقرب الموارد ). خانه آسمانه کرده. ( دهار ). صاحب سقف. باسقف. با آسمانه. آسمانه دار. پوشیده. سرپوشیده. پوشانیده. باپوشش.
- مسقف کردن؛ سقف زدن. باسقف کردن. آسمانه زدن.
|| درازبالا. ( منتهی الارب ). طویل. ( اقرب الموارد ).

فرهنگ معین

(مُ سَ قَّ ) [ ع. ] (اِمف. ) سقف دار.

فرهنگ عمید

سقف دار، جایی که سقف داشته باشد.

فرهنگ فارسی

سقف دار، جائی که سقف داشته باشد
( اسم ) محلی که دارای سقف باشد سقف دار.

ویکی واژه

سقف دار.

جمله سازی با مسقف

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 اثر تاریخی که علی‌رغم گذشت صدها سال به صورت حیرت‌انگیزی هنوز سرپا و مسقف باقی مانده، بنای مقبره مانندی مربوط به دوره ایلخانان یا تیموریان که منسوب به آرامگاه مادر تیمور لنگ است. قطر این بنا ۵ متر و ارتفاع آن حدود ۵ متر است. (روستاییان به آن گونبز می‌گویند) متأسفانه سازمان میراث فرهنگی توجه کافی به حفظ این بنای تاریخی ندارد.

💡 تکیه بر این قصر مقرنس دهید پای بر این کاخ مسقف زنید

💡 به عنوان مزیت اخر می‌توان گفت که همانند کپسول اکسیژن نیاز به محل نگهداری با محیط مسقف را ندارد و به همین علت نگهداری از آن راحت‌تر و بی دردسرتر است.

💡 در سال ۱۹۳۰ قسمت جنوبی ورزشگاه برای تماشاچیان ساخته شد که قسمتی از آن مسقف بود. در سال ۱۹۳۹ دو طبقه کوچک در قسمت شمالی ورزشگاه ساخته شد که در جنگ جهانی دوم تخریب شد و در سال ۱۹۷۵ بازسازی شد. این قسمت در سال ۱۹۳۹ به دلیل دستورالعمل‌های امنیتی بسته شد.

چوخ یعنی چه؟
چوخ یعنی چه؟
مافیا یعنی چه؟
مافیا یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز