مسعد

لغت نامه دهخدا

مسعد. [ م َ ع َ ] ( ع اِ ) درجه و رتبه سعادت و اقبال. ج، مساعد. ( ناظم الاطباء ).
مسعد. [ م ُ ع ِ ] ( ع ص ) نعت فاعلی از اسعاد. نیکبخت گرداننده. ( ناظم الاطباء ). رجوع به اسعاد شود.

فرهنگ معین

(مُ سَ عَّ ) [ ع. ] (ص. ) نیک بخت.

فرهنگ فارسی

( اسم ) سعادتمند نیکبخت: خواجه بسان غضنفریست کجاهست بستدن و دادنش دودست مسعد. ( منوچهری ) توضیح تسعید در قاموسهای معتبر عربی نیامده.
درجه و رتبه سعادت و اقبال

ویکی واژه

نیک بخت.

جمله سازی با مسعد

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 این عادتش طبیعی وجودش جبلی است هرعادتی نه مرد مسعد کند همی

💡 لنگر کشتی نفوس تویی مسعد اختر نحوی تویی

💡 خواجه بسان غضنفریست کجاهست به ستدن و دادنش دو دست مسعد

💡 گرچه بر پیشانی ما نیست قفل بستگی مسعد سنگ، دایم چون در نگشوده ایم

رویداد یعنی چه؟
رویداد یعنی چه؟
بزک دوزک یعنی چه؟
بزک دوزک یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز