مسخرگی
مترادفها
تمسخر، استهزا
متضادها
جدیت، وقار، عقلانیت
لغت نامه دهخدا
مسخرگی. [ م َ خ َ رَ / رِ] ( حامص ) مسخره درآوردن. استهزاء. بذله گوئی. لودگی.لاغ. هزل. سخریه. و رجوع به مسخره شود:
از مسخرگی گذشت و برخاست
پیغامبری ز مکر دستان.خاقانی.در میان حریفان شخصی بود مختل حال که از مسخرگی نانی حاصل می کردی. ( جهانگشای جوینی ).
رو مسخرگی پیشه کن و مطربی آموز
تا داد خود از کهتر و مهتر بستانی.عبید زاکانی.- مسخرگی کردن؛ تهکم. خندستانی کردن.
- مسخرگی نمودن؛ مسخرگی کردن. تهکم. تماجن. ( از المصادر زوزنی ).
فرهنگ معین
(مَ خَ رِ ) (حامص. ) مسخره بودن، شوخی، استهزاء.
فرهنگ عمید
۱. مسخره بودن.
۲. شوخی، استهزا.
فرهنگ فارسی
۱- استهزائ سخریه. ۲ - مسخره بودن دلقکی: عصیان علی خیری... که از مرتب. مسخرگی بدرج. حاجبی رسید...
جمله سازی با مسخرگی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 بحکم مسخرگی پیش زانوی فرعون نشست و خاست که جا سازد از کنار مهان
💡 رو مسخرگی پیشه کن و مطربی آموز تا داد خود از کهتر و مهتر بستانی
💡 ابلهی نه کوبه مسخرگی دو توست ابلهی کو واله و حیران اوست
💡 ز آب و روغن کهنه را نو میکند او به مسخرگی برونشو میکند
💡 پیغامِ زنان میبر و دیبایِ به زرپوش یا مسخرگی میکن و حلوای شکرخور
💡 بشاعری و ببربط زنی و مسخرگی ملوک بادیه را شاد کردنی پژمان
💡 رفتار غیرمنطقی و مسخرگی برخی از افراد در جلسات رسمی، باعث شد که اعتبار و احترام آن سازمان نزد اعضای هیئت مدیره به شدت کاهش یابد.
💡 او سعی داشت با استفاده از شوخیهای بیجا و مسخرگی، از بحث کردن در مورد اشتباهات بزرگی که مرتکب شده بود، به طور کامل فرار کند.
💡 مسخرگی و تمسخر دیگران در فضای مجازی، میتواند پیامدهای روانی بسیار ناگواری برای کاربران، به ویژه نوجوانان، در دنیای واقعی و زندگی شخصی داشته باشد.