مستجیب

لغت نامه دهخدا

مستجیب. [ م ُ ت َ ] ( ع ص ) نعت فاعلی از مصدر استجابة. || اجابت کننده. ( غیاث ). جواب گوینده. قبول کننده. رواکننده:
بهر آن گفت آن رسول مستجیب
رمز الاسلام فی الدنیا غریب.مولوی ( مثنوی ).رجوع به استجابة شود. || یکی از درجات هفتگانه دعوت اسماعیلیان و فروترین آنها، بدین توضیح که در عالم دعوت آنان هفت مرتبه است یا هفت حد جسمانی هست که به ترتیب اهمیت: ناطق یا رسول، سوس یا اساس یا وصی،امام، حجت، داعی مأذون یا محدود، داعی مطلق و سپس مستجیب است. و به عبارت بهتر مستجیب هرکسی است که طریقه اسماعیلیه را پذیرفته باشد: و آن کس را که دین بر وی عرضه کنند [ باطنیان ] مستجیب خوانند. ( بیان الادیان، در الفرقةالرابعة من الشیعة ).

فرهنگ معین

(مُ تَ ) [ ع. ] (اِفا. )اجابت کننده.

فرهنگ عمید

اجابت کننده، قبول کننده.

فرهنگ فارسی

(اسم ) ۱ - قبول کننده. ۲- طلب اجابت کننده. ۳ - ( اسماعیلیه ) کسی که تازه بطریق. اسماعیلیه داخل میشده: مستجیب نیز فرع الفروع است مردین حق را.

جمله سازی با مستجیب

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 قدرش ار داعیبی فرستادی چرخ گردانش مستجیبستی

💡 اغفر ذنوبی و استر عیوبی انی انیب یا مستجیب

چوزه خون یعنی چه؟
چوزه خون یعنی چه؟
کس ننه یعنی چه؟
کس ننه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز