مسئله دار
مترادفها
چالشبرانگیز، مشکلساز
متضادها
بیمسئله، بیمشکل، ساده
فرهنگ معین
( ~. ) [ ع - فا. ] (ص. ) دارای مشکل یا مایة گرفتاری.
جمله سازی با مسئله دار
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 از میانت که نشد هیچ کس آگه به حقیقت با تو باریک تر از موی بسی مسئله دارم
💡 این موضوع بسیار مسئله دار است که چرا با وجود بودجههای کلان، پروژههای زیرساختی در این منطقه همچنان با کندی و مشکلات فراوان پیش میروند.
💡 گزارش اخیر نشان میدهد که مدیریت منابع آب در مناطق خشک، به یکی از چالشهای بسیار مسئله دار برای امنیت غذایی در آینده تبدیل شده است.
💡 برخورد با رفتارهای غیرقانونی در محیط کار، موضوعی بسیار مسئله دار است که نیازمند سیاستهای شفاف و نظارت مستمر از سوی مدیریت است.