لغت نامه دهخدا
بلیات. [ ب َ لی یا ] ( ع اِ ) ج ِ بَلیّة، رنج و سختی. ( آنندراج ). رجوع به بلیة شود.
بلیات. [ ب َ لی یا ] ( ع اِ ) ج ِ بَلیّة، رنج و سختی. ( آنندراج ). رجوع به بلیة شود.
= بلیه
جمع بلیه
( اسم ) جمع بلیه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 هر به قرنی دو ثلث مردم ما زین بلیات خفته در عدمند
💡 آنکو فکند چنگ بدامان وی کشید رخت از میان بحر بلیات بر کنار
💡 کسوت مردان مرد پوش و قوی باش پیش بلیات این جهان کم از زن
💡 شود هم ز اولیا دفع بلیات که بر خلق است نازل از سموات
💡 از فلفلحلح اگر کف به لب آری هرگز نشود دفع بلیات فلفلحلحلح