مسئله دار
مترادفها
چالشبرانگیز، مشکلساز
متضادها
بیمسئله، بیمشکل، ساده
فرهنگ معین
( ~. ) [ ع - فا. ] (ص. ) دارای مشکل یا مایة گرفتاری.
جمله سازی با مسئله دار
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 از میانت که نشد هیچ کس آگه به حقیقت با تو باریک تر از موی بسی مسئله دارم