( مزمزة ) مزمزة. [ م َ م َ زَ ] ( ع مص ) جنبانیدن. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ).
- مزمزه کردن؛ حرکت دادن. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ).
مزمزه. [ م َ م َ زَ / زِ ] ( اِمص مرکب ) ( در تداول عامه ) چشش. مخفف مزه مزه.
- مزمزه کردن؛ مخفف مزه مزه کردن. چشیدن غذا و جز آن.
(مَ مَ زِ ) [ ع. مزمزة ] (اِمص. ) (عا. ) چشیدن مزة چیزی.
مزه کردن، چشیدن مزۀ چیزی.
* مزمزه کردن: چشیدن اندکی از چیزی برای دانستن مزۀ آن.
مزه مزه: مزه کردن، چشیدن مزه چیزی
( اسم ) چشش چیزی ( غذا و غیره ). توضیح این کلمه را نباید با مضمض. عربی که لغتی فصیح و بمعنی گردانیدن آب در دهان بمنظور شستن و پاک کردن دندانها و دهان است اشتباه کرد چه مزمزه کردن مخفف مزه مزه کردن ( چشیدن ) است.
مزه مزه کردن چشیدن
(عا.)
چشیدن مزة چیزی.