فرهنگ معین
( ~ِ سُ لَ ) (اِمر. ) هدهد، شانه به سر.
( ~ِ سُ لَ ) (اِمر. ) هدهد، شانه به سر.
رجوع شود به:هدهد
💡 نیست بر جای خویش مرغ سلیمان باز گوئی مگر هوای سبا کرد
💡 تو مرغ سلیمانی از چیست بزندانی؟ با بال و پرافشانی ارکان قفس بشکن
💡 نفحه باد صبا زد بچمن مرحبا رفت بشهر سبا مرغ سلیمان عشق
💡 از پر فراشت مرغ سلیمان به سر لوی بر تارک چکاوه بود تاج خسروی
💡 ای پیک صبا حال پریچهره ی ما چیست وی مرغ سلیمان خبر آخر ز سبا چیست
💡 بدم بهگوشهٔ تختی نشسته چون بلقیس بسان مرغ سلیمان به تارکم افسر