لغت نامه دهخدا
مدیحه سرا. [ م َ ح َ / ح ِ س َ] ( نف مرکب ) مدیح سرا. مدیح گوی. رجوع به مداح شود.
مدیحه سرا. [ م َ ح َ / ح ِ س َ] ( نف مرکب ) مدیح سرا. مدیح گوی. رجوع به مداح شود.
( ~. سَ ) [ ع - فا. ] (ص فا. ) آن که عادت یا گرایش به سرودن مدیحه دارد، مدیحه گو.
شاعری که در مدح دیگران شعر می گوید.
مدیح سرا
آن که عادت یا گرایش به سرودن مدیحه دارد، مدیحه گو.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چرا مدیحه سرای رضا همی نشوی که در جهان نبود کس بپاکی گهرش
💡 تاریخ اگرچه زین عمل آرد به من شکست خواند مرا مدیحه سرا همچو انوری