محسور

محسور

کلمه محسور در زبان فارسی به معنای گرفتار، محصور یا محدود شده در یک مکان یا وضعیت خاص است. این کلمه معمولاً به حالتی اشاره دارد که فرد یا چیزی به دلیل شرایط خاص نمی‌تواند از یک محیط یا موقعیت خارج شود. به طور کلی، 'محسور' نشان‌دهنده محدودیت و فقدان آزادی عمل است. این واژه به طور گسترده‌ای در ادبیات، روانشناسی و جامعه‌شناسی مورد استفاده قرار می‌گیرد. در ادبیات، می‌تواند به توصیف شخصیت‌هایی که در شرایط خاص گرفتار شده‌اند، اشاره کند. در روانشناسی، این واژه می‌تواند به احساسات فردی اشاره داشته باشد که در شرایط خاصی محدود شده‌اند. همچنین در جامعه‌شناسی، می‌توان از آن برای توصیف گروه‌هایی استفاده کرد که به دلایل اجتماعی یا اقتصادی در یک موقعیت خاص محصور هستند.

لغت نامه دهخدا

محسور. [ م َ ] ( ع ص ) خیره چشم. || مانده. || دریغ خورنده. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). پشیمان: و لاتبسطها کل البسط فتقعد ملوماً محسوراً. ( قرآن 29/17 ).

فرهنگ معین

(مَ ) [ ع. ] (اِمف. ) ۱ - دریغ خورنده. ۲ - خیره چشم.

فرهنگ فارسی

(اسم ) ۱ - دریغ خورنده. ۲ - خیره چشم.
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم