لغت نامه دهخدا
محافظین. [ م ُ ف ِ ] ( ع ص، اِ ) ج ِ محافظ ( در حالت نصبی و جری ). مردمان نگهبان. ( ناظم الاطباء ). رجوع به محافظه شود.
محافظین. [ م ُ ف ِ ] ( ع ص، اِ ) ج ِ محافظ ( در حالت نصبی و جری ). مردمان نگهبان. ( ناظم الاطباء ). رجوع به محافظه شود.
( اسم ) جمع محافظ در حالت نصبی و جری ( در فارسی مراعات این قاعده نکنند ): محافظین شهر.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 وی در ۱۷ اسفند ۱۳۶۰، در بین راه دلیجان و محلات طی عملیاتی پیچیده و مشکوک توسط گروهک فرقان خودرو ایشان در تصادفی عمدی، واژگون و سپس به بهانه رساندن پیکر زخمی وی به بیمارستان با ممانعت از همراهی محافظین در راه در یک خودرو مینی بوس متعلق به همین گروه او را خفه کرده و پیکر بی جانش را تحویل بیمارستان میدهند