مجدانه

لغت نامه دهخدا

مجدانه. [ م ُ ج ِدْ دا ن َ / ن ِ] ( ص نسبی، ق مرکب ) با سعی کوشش. از روی جد وجهد.

فرهنگ معین

(مُ جِ دّ نِ یا نَ ) [ ع - فا. ] (ق. ) از روی کوشش، با کوشش.

فرهنگ عمید

۱. جدی.
۲. (قید ) از روی جد، به طور جدی.

فرهنگ فارسی

از روی کوشش با کوشش: مجدانه در وصول بمقصود میکوشد.

ویکی واژه

از روی کوشش، با کوشش.

جمله سازی با مجدانه

اشتیگلیتس، همانند اکثر عکاسان هم‌عصر خود، عکس‌هایی با مشخصه حکایت‌گونه می‌گرفت. یعنی عکس‌هایی که سرگذشتی را روایت می‌کردند و اساساً از نقاشی‌های مردم‌پسند الهام گرفته شده بودند. آثار او آنقدر طبیعی و واقع‌نما بود که وقتی در ۱۸۹۶ یکی از عکس‌هایش در نشریه فتوگرافیک تایمز به چاپ رسید، بسیاری از خوانندگان آن را تصویر یک نقاشی پنداشتند. وی هنرمندی بود که با کوشش‌های مجدانهٔ خود، به نخستین عکاسان قرن بیستم امکان داد که سبک متداول آن دوران را که شامل تقلید از موضوعات و جلوه‌های هنر نقاشی بود، کنار بگذارند و به تلقی نوین و خاص‌تری از عکاسی روی آوردند.
با انتخاب شورا برای روستا، با پیگیری‌های مکرر و مجدانه شوراها، عملیات لوله کشی برای گازرسانی به روستا در تابستان و پاییز سال ۱۳۹۷ به سرعت انجام شد.
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم
داشاق
داشاق
میلف
میلف
حلما
حلما
فال امروز
فال امروز