مجادیح
مترادفها
ستایشها، مدایح
متضادها
ذم، نکوهش
لغت نامه دهخدا
مجادیح. [ م َ ] ( ع ص، اِ ) ستارگان مایل به غروب. ( آنندراج ): مسبب همه قادری است که مجادیح انواء، نفحه ای از نوافح رحمت اوست. ( ترجمه تاریخ یمینی چ 1 تهران ص 437 ). و رجوع به ترکیب بعد شود.
- مجادیح السماء؛ انواء آسمان و نوء غروب کردن منزلی است از منازل ماه و طلوع کردن منزلی دیگر مقابل آن. و آن جمع مِجدَح به اشباع کسره و قیاساً واحد آن مجداح باید باشد. ( از منتهی الارب ) ( از آنندراج ). نؤهای آسمان یعنی غروب کردن منزلی از منازل ماه و طلوع نمودن منزل مقابل آن. ( ناظم الاطباء ). انواء آسمان. ج ِ مِجدَح و قیاساً واحد آن مجداح است و گویند: «ارسلت السماء مجادیح الغیث » و آن نزد عرب از نؤهایی است که دلالت بر باران دارد و آن سه ستاره است... ( از اقرب الموارد ). و رجوع به انواء و نوء و مجدح شود. || کناره های دریا. ( آنندراج ). و رجوع به مِجداح شود.
فرهنگ معین
( م َ ) [ ع. ] (اِ. ) جِ مجد ح، ستارگان مایل به غروب.
ویکی واژه
جِ مجد ح؛ ستارگان مایل به غروب.
جمله سازی با مجادیح
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 وَ یَجْعَلْ لَکُمْ جَنَّاتٍ بساتین و اشجارا وَ یَجْعَلْ لَکُمْ أَنْهاراً جاریة وعدهم اللَّه سبحانه ان یردّ ذلک علیهم ان آمنوا. روی الشعبی انّ عمر (رض) خرج یستسقی فلم یزد علی الاستغفار حتّی رجع فقیل له ما رأیناک استسقیت. فقال عمر لقد طبت المطر بمجادیح السّماء الّتی یستنزل بها المطر ثمّ قرأ: اسْتَغْفِرُوا رَبَّکُمْ إِنَّهُ کانَ غَفَّاراً، یُرْسِلِ السَّماءَ عَلَیْکُمْ مِدْراراً.
💡 شاعر در این اشعار خود از مجادیح و ستایشهای بیپایانی که در حق قهرمانان ملی و بزرگ تاریخ خود داشت، به زیبایی استفاده کرده است.
💡 کتابهای قدیمی مذهبی شامل مجموعهای از مجادیح و تمجیدهای مربوط به شخصیتهای بسیار بزرگ و مقدس در طول تاریخ بشر هستند.
💡 او با صدای بسیار دلنشین خود، شروع به خواندن مجادیح و اشعار ستایشآمیزی کرد که شنونده را به دنیایی دیگر و بسیار زیبا میبرد.