متنزل

مترادف‌ها

نازل، پایین آمده

متضادها

متعالی، بالا رفتن، صعود کردن

لغت نامه دهخدا

متنزل. [ م ُ ت َ ن َزْ زِ ] ( ع ص ) به درنگ و مهلت فرود آینده. ( آنندراج ) ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). آهسته و به درنگ فرودآینده. ( ناظم الاطباء ). فرود آینده و نازل شونده:
تأیید خدایی به تن او متنزل
اقبال سمایی به رخ او متوجه.منوچهری.رجوع به تنزل شود.

فرهنگ معین

(مُ تَ نَ زِّ ) [ ع. ] (اِفا. ) فرود آینده، نزول کننده.

فرهنگ عمید

نزول کننده، فرودآینده.

فرهنگ فارسی

( اسم ) فرود آینده ( بتانی ) نزول کننده جمع: متنزلین.

جمله سازی با متنزل

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 متنزل ز وحدت اطلاق متکثر ز انفس و آفاق

💡 تایید خدایی به تن او متنزل اقبال سمائی به رخ او متوجه

💡 متنزل شود علی الترتیب قضی الامر و النصیب یُصیب

💡 به بزم ازو متنزل سران افسر بخش به رزم ازو متوهم ملوک ملک ستان

💡 پس از بروز چندین اشتباه محاسباتی در پروژه‌های اخیر، مدیر ارشد تصمیم گرفت مقام او را از سمت معاونت به یک پست ساده‌تر متنزل کند.

💡 او سعی کرد از سطح بحث‌های سطح پایین و بی‌محتوا متنزل شود و به سمت گفتگوهای علمی و تخصصی که برای جامعه مفید است، حرکت کند.

💡 در داستان‌های تاریخی، پادشاهان بسیاری بودند که به دلیل خیانت به ملت یا شکست در جنگ‌های بزرگ، از تخت سلطنت خود به پایین متنزل شدند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران