لغت نامه دهخدا
( متقابلاً ) متقابلاً.[ م ُ ت َ ب ِ لَن ْ ] ( ع ق ) در مقابل. در برابر: ما هم متقابلاً بشما تبریک میگوئیم. ( فرهنگ فارسی معین ).
( متقابلاً ) متقابلاً.[ م ُ ت َ ب ِ لَن ْ ] ( ع ق ) در مقابل. در برابر: ما هم متقابلاً بشما تبریک میگوئیم. ( فرهنگ فارسی معین ).
( متقابلاً ) (مُ تَ بِ لَ نْ ) [ ع. ] (ق. ) در مقابل، درعوض.
در مقابل: ما هم متقابلا بشما تبریک میگوییم.
💡 آرامش پس از استقرار در سازمان برنامه شروع به افشاگری کرد و ابوالحسن ابتهاج مدیرعامل سابق سازمان را متهم به حیف و میلهای بزرگ در سازمان برنامه کرد. با سخنرانیهای او در مجلس شورای ملی (دوره بیستم) و مصاحبههایش، موضوع سوء استفاده در سازمان برنامه ابعاد گستردهای پیدا کرد و ابتهاج نیز متقابلاً به دفاع از خود برخاست و این اتهامات را رد کرد.
💡 متقابلاً دفتر تحکیم وحدت (در مقابل بسیج که حامی و نیروی تودهای محافظه کاران ایران است) که در انتخاباتهای مختلف از جمله دوم خرداد نقشی اساسی در پیروزی اصلاح طلبان داشت، از سال ۱۳۸۲ از جبهه دوم خرداد خارج شد.
💡 منابع وابسته به احمدینژاد و خامنهای بارها مخالفان خود را متهم به تلاش برای انقلاب مخملی میکردند. متقابلاً مخالفان دولت نیز آنچه روی دادهاست را کودتای سیاسی نامیدند.
💡 البته این طرح رقابتهایی را نیز برمیانگیزد. در شرایطی که چین در توسعه بندر گوادر پاکستان برای اتصال به اقیانوس هند سرمایهگذاری میکند، ژاپن و هند، متقابلاً، در بند چابهار ایران سرمایهگذاری تا بتواند به بازار آسیای مرکزی دست یابند. همچنین، روسیه میکوشد با توسعه تجارت با ایران از طریق بنادر مخاچقلعه و آستاراخان در کناره دریای خزر به بازار آسیای جنوبی و جنوب غربی دست یابد.