معنی و مفهوم
متفق کلمهای با ریشه عربی است که به معنای همرای یا همکلام بودن میباشد. به طور کلی، این واژه به معنای افرادی است که بر سر یک موضوع خاص اتحاد دارند یا به یک نظر مشترک رسیدهاند.
کاربردها
در زبان عربی: این واژه به معنای توافقکرده یا همنظر به کار میرود. این واژه در متون دینی، ادبی و علمی برای اشاره به افرادی که در یک موضوع خاص توافق دارند، استفاده میشود. به عنوان مثال: متفقون به معنای توافقکنندگان یا همنظرها است.
در متون دینی: متفق به گروهی از علما یا فقها اشاره دارد که در یک مسأله فقهی یا دینی به یک نظر مشترک رسیدهاند. این مفهوم در فقه اسلامی اهمیت دارد و به عنوان مبنای اجماع در نظرات فقهی شناخته میشود.
در زندگی اجتماعی: در محاورات روزمره، متفق میتواند به معنای افرادی باشد که در یک تصمیم، برنامه یا نظر خاص با یکدیگر همنظر هستند. این کلمه معمولاً در زمینههای اجتماعی، سیاسی یا گروهی به کار میرود و نشاندهنده همفکری و همکاری افراد در یک موضوع مشخص است.
در مباحث علمی: این اصطلاح به گروههایی اشاره دارد که بر سر یک نظریه یا فرضیه خاص توافق دارند، این کاربرد به ویژه در تحقیق و پژوهشهای علمی مهم است.
متفق. [ م ُت ْ ت َ ف ِ ] ( ع ص ) ( از «وف ق » ) همدیگر سازواری نماینده. ( آنندراج ). باهم سازواری نموده. سازوار و سازواری کننده. ( ناظم الاطباء ). ج، متفقین:
با بردباری طبع او متفق
با نیکنامی جود او مقترن.فرخی. || هم رای. هم عقیده:
به فضل تو گویندگان متفق
بشکر تو آزادگان مرتهن.فرخی.خلقند متفق که چو خاقانیی نزاد
این پانصدی که مدت دور کمال بود.خاقانی.علمای شریعت و حکمای هرامت متفق اند که مدت عمر عالم از هفت هزار سال بیش نیست. ( ترجمه تاریخ یمینی ).
تا چو سی کودک تواتر آن خبر
متفق گویند یابد مستقر.مولوی.جهان متفق بر الهیتش.( بوستان ). || با هم یکی شونده. ( آنندراج ). با هم یکی شده... و با هم نزدیک گردیده. یکدل و یکجهت و یکسان و متحد و موافق. ( ناظم الاطباء ). با هم نزدیک گردیده. یار و همپشت. ج، متفقین. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ): تنی چند از روندگان متفق سیاحت بودند. ( گلستان ).
کاین سیل متفق بکند روزی این درخت
وین باد مختلف بکشد روزی این چراغ.سعدی.- متفق الرأی؛ هم رای.هم داستان. ( فرهنگستان ).
- || نزد محدثان حدیثی را نامند که بخاری و مسلم هر دوآن حدیث را در صحیح خود روایت کرده باشند. ( از کشاف اصطلاحات الفنون ).
- متفق القول؛ هم آواز. ( فرهنگستان ). هم لحن. یکدل. یک زبان. هم زبان. هم داستان.
- متفق الکلمه؛ هم داستان. یک زبان. هم زبان. متفق القول. هم آواز. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ): همه متفق الکلمه شدند که ما را جز مصاحبت و ملازمت تو اختیاری نیست. ( ترجمه تاریخ یمینی ). و ممکن نه که مجموع خلایق در جمیع قضایا متفق الکلمه باشند. ( تاریخ رشیدی ).
- متفق اللفظ؛ متفق القول. متفق الکلمه. یک سخن. هم سخن: آقا واینی و امرا و نوینان متفق اللفظ و متسق الکلمه شده اند که... ( تاریخ غازانی چ کارل یان ص 55 ).
- متفق بودن؛ هم رأی و هم عقیده بودن.
- || مصمم بودن:
یکی متفق بود بر منکری
گذر کرد بر وی نکومحضری.سعدی.و رجوع به ترکیب متفق شدن شود.
- متفق شدن؛ هم عقیده و هم رأی شدن. متحد شدن: آخرالامر بر آن متفق شدند. ( سیاست نامه ). همگان با او متفق شدند که او ( بهرام چوبین ) پادشاه باشد. ( فارسنامه ابن البلخی ص 99 ). و متفق شدند که ناگاه بهرام چوبین را بکشند. ( فارسنامه ابن البلخی ص 102 ). طایفه ای از حکمای یونان متفق شدند که مر این درد را دوائی نیست.
(مُ تَّ فِ ) [ ع. ] ۱ - (اِفا. ) با هم یکی شده، یک دل و یک جهت، متحد شده. ۲ - (ص. ) سازگار، همراه. ۳ - مصمم، قصد کننده.، ~القول هم صدا، هم کلام.،~الرأی همدستان، هم رأی.
۱. با هم یکی شده، هماهنگ.
۲. کسی که با دیگری همراه و متحد باشد، هم عهد.
۳. [قدیمی] کسی که قصد کاری را دارد، قصدکننده: یکی متفق بود بر منکری / گذر کرد بر وی نکو محضری (سعدی۱: ۱۹۲ ).
۴. [قدیمی] سازگار.
باهم یکی شده، کسی که بادیگری همراه ومتحدباشد، هم آهنگ، همعهد
(اسم ) ۱ - با هم یکی شونده با یکدیگر سازواری نماینده متحد جمع: متفقین. ۲ - دارای یک عقیده و یک قول: و هم. عالم متفق اند که پیش از او از ملوک بسیار که بودند... ۳ - همگی بالاتفاق: تا چوسی کودک تواتر آن خبر متفق گویند یابد مستقر. ( مثنوی )
با هم یکی شده، یک دل و یک جهت، متحد شده.
سازگار، همراه.
مصمم، قصد کننده.؛ ~القول هم صدا، هم کلام.؛~الرأی همدستان، هم رأی.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 عاقبت افکندم چشمانت متفق گشت دو بد مست بهم
💡 در سال ۱۹۴۶ به درخواست فرماندهی عالی نیروهای متفقین امپراتور هیروهیتو در اعلامیهای اعلام کرد که او هرگز آکیتسومیکامی (現 御 神)، الوهیت به شکل انسانی نبوده و ادعا کرد که رابطه وی با مردم به چنین ایده اسطورهای متکی نیست بلکه به تکیه به یک خانواده مانند دارد که از نظر تاریخی توسعه یافتهاست.
💡 به حسرت متفق مقبول و قابل سراپای دو کیهان است امروز
💡 در سپتامبر ۱۹۳۹، جنگ جهانی دوم در اروپا آغاز شد. آدولف هیتلر، میخواست تا رایش سوم به یک قدرت مطلقه در اروپا تبدیل شود. در آغاز تاکتیک حملات برقآسا موفقیتآمیز مینمود. اما پس از سال ۱۹۴۳، قوای متفقین، متشکل از نیروهای آمریکا، شوروی و انگلستان، بر آلمان برتری یافتند. سرانجام، آلمان در ماه مه ۱۹۴۵، نه روز پس از خودکشی هیتلر، تسلیم شد. بیش از بیست میلیون اروپایی در این جنگ کشته شدند.
💡 یاران متفق همه انکار می کنند هرجا حدیث نیک سرانجام تو رفت
💡 آن شورا با ابتکار اتحادیه ملی دانشجویان بریتانیا و با هدف ایجاد خطوط باز ارتباط بین سازمانهای دانشجویی کشورهای متفقین در طول جنگ جهانی دوم تأسیس شده بود.