متبین
مترادفها
روشن، آشکار، توضیحدهنده
متضادها
مبهم، پنهان، مستتر
لغت نامه دهخدا
متبین. [ م ُ ت َ ب َی ْ ی ِ ] ( ع ص ) پیدا و آشکار کننده. ( آنندراج ). هر آنچه روشن و واضح کند و آشکارا سازد. || شرح داده شده و بیان کرده شده و مشروح. ( ناظم الاطباء ). || پیدا و آشکار. ( آنندراج ). هویدا و ظاهر. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به تبین شود.
فرهنگ معین
(مُ تَ بَ یِّ ) [ ع. ] (اِفا. ) ۱ - آشکار شونده، پیدا، هویدا. ۲ - آشکار کننده. ج. متبینین.
فرهنگ عمید
آشکار، روشن، واضح، ظاهر، هویدا.
فرهنگ فارسی
( اسم ) ۱ - آشکار شونده پیدا هویدا. ۲ - آشکار کننده جمع: متبینین.
ویکی واژه
آشکار شونده، پیدا، هویدا.
آشکار کننده.
متبینین.
جمله سازی با متبین
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 در خم این دایره هزل و جد ضد متبین نشود جز به ضد
💡 متن این قانون جدید، حاوی نکات بسیار متبین و روشنی است که باعث میشود هیچ ابهامی در اجرای صحیح دستورالعملهای اداری برای کارمندان باقی نماند.
💡 آیات قرآن کریم حاوی حقایق متبین و روشنگری هستند که میتوانند مسیر زندگی انسان را از تاریکیهای جهل به سوی نور و حقیقت هدایت کنند.
💡 گزارش نهایی تحقیق، شامل استدلالهای متبین و قانعکنندهای بود که نتایج آزمایشهای انجام شده را به طور کامل و بدون هیچ شک و تردیدی تایید میکرد.