«مایده» واژهای عربی است و به معنای سفرهای است که بر روی آن غذا نهاده شده و برای خوردن آماده گردیده است، نه خود غذا، بلکه مجموعه سفره و آنچه بر آن قرار دارد. در کاربرد دینی و قرآنی، «مایده» به سفرهای ویژه و آسمانی اشاره دارد که به عنوان نعمتی الهی بر بندگان فرود آمده است. نام سوره پنجم قرآن کریم «المائدة» است که اشارهای نمادین به نعمتها، احکام الهی و برکتهای نازلشده از سوی خداوند دارد. در زبان عربی کلاسیک، «مایده» اغلب همراه با مفهوم کرامت، مهمانی و بخشش به کار میرود و نشاندهنده گشادهدستی میزبان است. این واژه در متون ادبی عرب، بار معنایی احترامآمیز دارد و معمولاً در توصیف مجالس رسمی یا ضیافتهای بزرگ دیده میشود. در فارسی نیز «مایده» بهصورت وامواژه وارد شده و بیشتر در متون دینی، تفسیری و ادبی به کار میرود.
مایده
لغت نامه دهخدا
( مایدة ) مایدة. [ ] ( اِ ) در مفردات ابن البیطار چ مصرص 35 در فوائد «اشق » گوید: «وینفع من وجع الظهر و المایدة» ولکلرک مترجم فرانسوی ابن البیطار این عبارت را «برای درد پشت و کمر مفید است » معنی کرده است و کلمه مایده را بدین معنی در جائی نیافتم و شاید غلطی در کتابت باشد. ( از یادداشت به خط مرحوم دهخدا ).
مایده. [ ی ِ دَ / دِ ] ( از ع، اِ ) مائده. خوان. سفره: چون از انشاد این قصیده فراغ حاصل آمد مایده نهادند مزین به اصناف مطعوم... ( تاریخ بیهق ص 161 ).
کشیده مایده یک میل در میل
مگس را گاو دادی پشه را پیل.نظامی.و رجوع به مائده شود.
فرهنگ معین
(یِ دَ یا دِ ) [ ع. مائدة ] (اِ. ) ۱ - خوردنی. ۲ - خوان، سفره. ج. مائدات. موائد.
فرهنگ فارسی
خوان، خوان بطعام آراسته، خوردنی، طعام
( اسم ) ۱- خوردنی. ۲- خوانی که بر آن طعام باشد. یا مائد. خرگهی. نعیم بهشتی نعیم آسمانی.یا مائد. مسیح. روایت کنند که تا مدتی هر روز بوسیل. ابر خوانی برعیسی ع نازل میشد و در آن ماهیی بود بریان بی خار که روغن ازو می چکید. نزدیک سر آن نمک و متصل به دم آن سرکه و بر حوالی خوان انواع تره ها چیده بود و پنج گرده نان بر یکی روغن زیتون بردیگری عسل برسوم روغن زرد برچهارم پنیر و بر پنجم قدید ( گوشت بریان ) بود.
اشق
ویکی واژه
مائدة
خوردنی.
خوان، سفرهنگستان
مائدات. موائد.
جمله سازی با مایده
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 جامی اگر آن شوخ نهد مایده وصل زان خوان کرم غیر گدایی چه کند کس
💡 از مایده غمت تنم آباد است وز بند غمت دل از جهان آزاد است
💡 چربد از مایده کرده خمیر بر سر خوان شه از شکر و سیر
💡 جگر پاره اگر مایده خوانم شد چشم شور فلک سفله نمکدانم شد
💡 بود از زخم زبان خار بیابان جنون نمک مایده عشق ز چشم شورست