لپ

گونه یا لُپ در آناتومی انسان به بخشی از صورت اطلاق می‌شود که در زیر حفره چشم‌ها، بین بینی و گوش‌ها و بالای استخوان فک فوقانی قرار دارد. گونه دارای دو نوع حرکت است: یکی از این حرکات وابسته به حرکت آرواره زیرین است و دیگری به طور مشترک با حرکت لب انجام می‌شود. در حرکتی که به اندام دیگر وابسته است، ماهیچه آن اندام مسئول حرکت است، در حالی که در حرکتی که به طور مشترک با لب صورت می‌گیرد، ماهیچه‌هایی که گونه و لب را به هم متصل می‌کنند، نقش دارند. ماهیچه‌ای که گونه را حرکت می‌دهد، یک ماهیچه پهن است که به نام ماهیچه گونه یا ماهیچه شیپوری شناخته می‌شود. هر یک از دو ماهیچه گونه از چهار جزء تشکیل شده است. یکی از این اجزا از ناحیه ترقوه نشأت می‌گیرد و انتهای آن در قسمت پایین به کناره‌های هر دو لب متصل می‌شود و به صورت مورب، دهان را به سمت پایین می‌کشد. جزء دوم از دو طرف جناغ سینه و ترقوه منشا می‌گیرد و تار این جزء به صورت مورب حرکت می‌کند. بخشی که از سمت راست می‌آید با بخش چپ تلاقی می‌کند و سپس به قسمت پایینی کناره چپ لب متصل می‌شود، در حالی که بخش چپ به قسمت پایینی کناره راست لب می‌پیوندد. زمانی که این تار منقبض می‌شود، دهان را تنگ می‌کند و در واقع عملکرد آن برای دهان مشابه عملکرد بند کیسه برای کیسه است. جزء سوم از ناحیه کتف و نزدیک زائده غرابی نشأت می‌گیرد و به بالای بخشی دیگر که به آن مربوط می‌شود متصل می‌گردد و از طریق آن، حرکت یکنواخت لب به هر دو طرف انجام می‌شود.

لغت نامه دهخدا

لپ. [ ل ُ / ل ُپ پ ] ( اِ )کپ ( در تداول خانگی ). هر یک از دو پاره گوشت دو سوی دهان که فک اعلی را به اسفل متصل کند. دو سوی دهان از برون سوی. دو طرف دهان از سوی بیرون که چون باد در دهان انباری از دو سوی برآمدگی پیدا کند. آن قسمت از دهان که چون پرکنی برآمده شود.در تداول عوام کپ و آن عضله ای باشد که بر دو سوی دهان است میان فک اعلی و اسفل و آن را از بیرون و از درون هر دو لپ گویند. هر یک از دو عضله جانب راست وجانب چپ دهان. جوف دهان میان دندانهای طرف راست یا چپ و گونه. غپ. غُنب ( در لهجه قزوین ): خضم، دو لپی خوردن یعنی با دو سوی درونی دهان خوردن

فرهنگ فارسی

توی دهان، دوطرف دهان زیرگونه ها
هریک از دو پاره گوشت صورت گونه. توضیح ناحیه ای از نسج عضلانی مخاطی طرفی صورت که حد فاصل بین فک بالا و فک اسفل است. لپ ناحیه ای از صورت است که در پایین استخوان گونه و فک اعلا قرار دارد و هر وقت دهانرا پر بادکنیم و ببندیم از طرفین بر جسته میشود لنبوس آکپ آکب.
لقمه کلان. تکه بزرگ

جملاتی از کلمه لپ

اگر چه آب و خاکش دلپذیر است همیشه این مکان جنت نظیر است
شدی چو پیر، مرو در پی هوا صائب که دلپذیر بود موسم شباب هوا
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم