لغت نامه دهخدا
لندلند. [ ل ُل ُ ] ( اِ مرکب ) غُرغر. رجوع به لند و لندیدن شود.
لندلند. [ ل ُل ُ ] ( اِ مرکب ) غُرغر. رجوع به لند و لندیدن شود.
(لُ لُ ) (اِمر. ) غرغر.
( اسم ) غرغر.
غرغر.
💡 دریغ آن رفتن شیرین خرامش دریغ آن لندلند گام گامش
💡 یکی ز آنان که در خون می نشاندش شنید از زیر صدمه لندلندش
💡 خمیده پشت، زنی پیر، لندلندکنان دو سه دقیقه پیش آمد و نمود فغان