لم یزلی

لغت نامه دهخدا

لم یزلی. [ ل َ ی َ زَ ] ( ص نسبی ) منسوب به لم یزل. جاودانی. همیشگی. سرمدی:
بقا و عمر ورا در صحیفه ازلی
به خط لم یزلی «دام عالیا» دیدن.سوزنی.

فرهنگ فارسی

منسوب به لم یزل جاودانی.

ویکی واژه

وجودی که پاینده و بی‌زوال است.

جمله سازی با لم یزلی

💡 بقای مدت عمرت دلیل لم یزلی نفاذ سرعت امرت نشان کن فیکون

💡 بقای عمر ورا در صحیفه ازلی بخط لم یزلی دام عالیا دیدن

💡 به ملک لم یزلی پیشتر ز کون و مکان چه عیش ها که ز وصلت مرا مهیا بود

💡 گشتیم کلام ناطق لم یزلی از دولت شاه دو جهان فضل اله

💡 خدای لم یزلی هر دو را کند نابود به جاه قرب علی هر دورا کند گمنام

💡 شنید و دید که نزد خدای لم یزلی گشوده دست دعا کی خدا به حق علی