لخا
لغت نامه دهخدا
لخا. [ ل َ ] ( اِ ) کفش. پای افزار.سرموزه. ( برهان ). لکا.
فرهنگ معین
(لَ ) (اِ. ) کفش، پای افزار.
فرهنگ عمید
= لکا۱
ویکی واژه
کفش، پای افزار.
جمله سازی با لخا
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 زهی از تاب می گل گل شگفته باغ رخسارت ز هر گلخار خاری در دل عشاق بیمارت
💡 مالاسپینا، «الساندرو» نام گرفت. او نامههای اسپانیایی خود را با نام «الساندرو» امضا میکرد که بهروز شدهٔ نام اصلی او آلخاندرو است.
💡 با وجود این که نمیتوان بهطور دقیق مشخص کرد که سهم هر کدام از این گازها در اثر گلخانهای زمین چقدر است اما بخار آب بین ۳۶٪ تا ۷۰٪، دیاکسید کربن بین ۹٪ تا ۲۶٪، متان بین ۴٪ تا ۹٪ و اوزون حدود ۳٪ تا ۷٪ در فرایند اثر گلخانهای زمین نقش بازی میکنند.
💡 هواپیماها، گاز گلخانهای اصلی که منتشر میکنند دیاکسید کربن است. هواپیماهای جت که در تروپووپاز یعنی لایه میانی پرواز میکنند، به چهار طریق در تغییرات آب و هوایی نقش ایفا میکنند: