کلمه «لجاره» به معنای کسی است که پر سر و صدا، بیشرم و پرمدعا باشد و در کاربرد تاریخی و فرهنگی، بهویژه درباره زنان، زن بدحیا، سلیطه و بدزبان را توصیف میکند. این واژه در متون کهن فارسی و تاریخی مانند تاریخ بیهقی و تاریخ گلستانه نیز آمده و علاوه بر اشاره به افراد، در معنای جمعی و کلی به غوغا و هیاهو نیز کاربرد دارد، چنانکه در وصف لشکرهای پرجمعیت و شلوغ بهکار رفته است. در ادبیات عامیانه، «لجاره» معمولاً نشاندهنده زن بلندآواز، پرسر و صدا و بیحیاست که رفتار و گفتارش جلب توجه میکند و گاه نکوهشآمیز تلقی میشود. علاوه بر معنی خاص زنان، این واژه بهطور کلی برای توصیف هر چیزی یا کسی که سر و صدا ایجاد میکند و بیپروایی دارد نیز استفاده میشود. «لجاره» دارای بار منفی اخلاقی است و نشاندهنده رفتار خارج از عرف اجتماعی و بیتوجه به شرم و حیاست. در مجموع، این کلمه هم در بیان ویژگیهای شخصیتی و هم در توصیف غوغا و هیاهو کاربرد دارد و نشاندهنده جنبوجوش و جلب توجه غیرمتعارف است.
لجاره
لغت نامه دهخدا
لجاره. [ ل َج ْ جا رَ / رِ ] ( ص ) ( ظاهراً مصحف رجاله و یا کلمه فارسی است ) بلندآواز بی شرم ( خاصه زن ). در تداول زنان، زن بد و بی حیا. زنی لجاره؛ زن بی حیا و بی سروپا. زن سلیطه بدزبان. || ( اِ ) غوغا. بوش: لشکر چندان بود که در آن تنگیها مجال جولان نبود صد هزار سوار و پیاده بل پانصد هزار با لجاره بود و زیاده. ( تاریخ بیهقی چ ادیب ص 466 ). اسکندرخان خود را به کریمخان رسانیده عرض کرد که جمعیت ما سه هزار لجاره است که بعضی سلاح ندارند. ( از تاریخ گلستانه ).
فرهنگ معین
(لَ جّ رِ ) (ص. ) پُر سر و صدا، بی شرم.
فرهنگ فارسی
( صفت ) بلند آواز بی شرم ( مخصوصا زن ) زن بی حیا سلیط. بد زبان.
ویکی واژه
پُر سر و صدا، بی شرم.
جمله سازی با لجاره
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 و قال (ص): «انّ خیر الأصحاب عند اللَّه خیرهم لصاحبه، و خیر الجیران عند اللَّه خیرهم لجاره».