لت لت

لغت نامه دهخدا

لت لت. [ ل َ ل َ ] ( ص مرکب ) لخت لخت. پاره پاره:
جغد که با باز و با کلنگان پرد
بشکندش پر و مرز گردد لت لت.عسجدی.... دارد چو... خواجه ش لت لت
ریشی دارد چو ماله آلوده به بت.عماره ( از لغت نامه اسدی ).

فرهنگ معین

(لَ. لَ ) (ص مر. ) لخت لخت، پاره پاره.

فرهنگ فارسی

لخت لخت پاره پاره: جغد که باباز و باکلنگان پرد بشکندش پرو مرز گردد لت لت. ( عسجدی لغ. )

ویکی واژه

لخت لخت، پاره پاره.

جمله سازی با لت لت

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 جغد که با باز و پلنگان پرد بشکندش پر و بال و گردد لت لت

💡 بلخی که کند از گه خردی پسران را برکان دهی و دف زنی و ذلت لت حث

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران