لباد

لغت نامه دهخدا

لباد. [ ل َب ْ با ] ( ع ص ) نمدساز. ( منتهی الارب ). نمدگر. نمدمال. استاد نمدمال. ( برهان ). || نمدفروش. ( مهذب الاسماء ).
لباد. [ ل َ ] ( اِ ) جامه بارانی را گویند یعنی چیزی که در روزهای باران پوشند. ( برهان ). جامه بارانی از نمد. ( غیاث ). لباده. نمد:
دیدش و بشناختش چیزی نداد
روز دیگر او بپوشید از لباد.مولوی.دهند گنج روان و برند رنج روان
دهند جامه اطلس برون برند لباد.مولوی.
لباد. [ ل ُ ] ( اِ ) چوبی که بر گردن گاوارابه و گاو گردون و گاو زراعت گذارند. ( برهان ). یوغ. به هندی جوه خوانند. ( غیاث ). لُباده:
کشاورز بر گاو بندد لُباد
ز گاوآهن و گاو جوید مراد.نظامی ( از آنندراج ).

فرهنگ معین

(لَ ) (اِ. ) جامه ای که در روزهای بارانی پوشند، لباده.
(لُ ) (اِ. ) چوبی که بر گردن گاو گردونه و زراعت گذارند، یوغ.

فرهنگ عمید

نمدمال، نمدفروش.
چوبی که هنگام شخم زدن بر گردن گاو می بندند.

فرهنگ فارسی

نمدمال، نمدفروش
( اسم ) چوبی که بر گردن گاو گردونه و گاو زراعت گذارند یوغ: کشاورز بر گاو بندد لباد ز گاو آهن و گاو جوید مراد. ( نظامی آنند. لغ. )
چوبی که بر گردن گاو ارابه و گاو گردون و گاو زراعت گذارند.

ویکی واژه

چوبی که بر گردن گاو گردونه و زراعت گذارند، یوغ.
جامه‌ای که در روزهای بارانی پوشند، لباده.

جمله سازی با لباد

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 به نستیهن گرد کلباد گفت که این کوه خاراست نه یال و سفت

💡 در دهه ۷۰ تعداد زیادی رستوران تحت عنوان اکبر جوجه افتتاح شد که این امر شکایت برادران کلبادی را به عنوان صاحبان نام تجاری «اکبر جوجه» به همراه داشت.

💡 ازین پس تو پیران و کلباد را چو هومان و رویین و پولاد را

💡 تا از قدح و جام می آلوده نگردد یک سو بنه این خرقه و لباده که مستیم

💡 سری سقطی - قدس الله تعالی سره - جنید را کاری فرمود و به موجب دلخواه وی به آن قیام نموده کاغذپاره ای به وی انداخت در وی نوشته که: سمعت حادیا یحد فی البادیة یقول:

گاییدن یعنی چه؟
گاییدن یعنی چه؟
گواد یعنی چه؟
گواد یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز