لانیدن
مترادفها
لانه ساختن
لغت نامه دهخدا
لانیدن. [ دَ ] ( مص ) لاندن. جنبانیدن و افشانیدن. ( برهان ):
پیش من چونکه نجنبدت زبان هرگز
خیره پیش ضعفا چونکه همی لانی.ناصرخسرو.
فرهنگ معین
(دَ ) (مص م. )۱ - جنبانیدن. ۲ - افشاندن.
فرهنگ عمید
= لاندن
ویکی واژه
جنبانیدن.
افشاندن.
جمله سازی با لانیدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 اگر روزی دو نامه طرازی را خامه در انگشت و خم اندر پشت نیامد اندیشه پیمان شکستن و پیوند گسستن نفرمایند. به خواست بار خدا و پاک روان بزرگان رشته مهر مرا گسستی و سرپنجه روزگار را بر گسلانیدن بند بندگی دستی نیست. با همه افسردگی ها ودل مردگی ها که از این دو سوک گردانگیز درد آویزم همدم پیوست است و زنجیر دل و دست، گله پردازی و دل نوازی دوست را که از همه راهم روی جان در اوست نگارش این چند سخن رفت. هر گونه کاری که سرانگشت ماش گره گشائی تواند بر سرایند و باز نمایند که پذیرای انجام خواهد بود.
💡 پرندگان مهاجر در فصل بهار به این منطقه گرم و امن بازمیگردند تا در میان شاخههای درختان کهن، برای تولید مثل و لانیدن، جای مناسبی پیدا کنند.
💡 با نزدیک شدن به فصل زمستان، بسیاری از حشرات و موجودات کوچک در شکافهای سنگها و زیر خاک سعی میکنند برای لانیدن و حفظ خود پناه بگیرند.
💡 این جزیره دورافتاده با پوشش گیاهی بسیار غنی، بهترین مکان برای لانیدن انواع گونههای کمیاب پرندگان و ایجاد یک زیستگاه طبیعی و بسیار آرام است.