قیود

مترادف‌ها

محدودیت‌ها، بندها، زنجیرها

متضادها

آزادی، رهایی، گشایش

لغت نامه دهخدا

قیود. [ ق ُ ] ( ع اِ ) ج ِ قید. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ) ( متن اللغة ) ( شرح قاموس ). رجوع به قید شود.

فرهنگ معین

(قُ ) [ ع. ] (اِ. ) جِ قید.

فرهنگ عمید

= قید

فرهنگ فارسی

جمع قید
( اسم ) جمع قید.

ویکی واژه

جِ قید.

جمله سازی با قیود

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 هرکه شد مفتون زلف دلکشت گشت مطلق از قیود ما سوی

💡 خواجهٔ سجاد در ذُلّ قیود چون مسیحا در کلیسای یهود

💡 اقتصاددانان لیبرتارین مجتمع در مکتب اتریش تحت تأثیر قهرمان فکری‌شان، جان لاک، معتقدند که این قیود حداقلی، باید مبتنی بر آزادی‌های فردی، حقوق برابر باشند.

💡 کافتادمش بخاک من رسته از قیود دادم پس از سجود بیکتائیش درود

💡 کان شیاطین القیود تفلتت فسال علی بغداد عین من القطر

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران