فرهنگ معین
( قَ عِ طَ ) [ ع. قطع الطریق ] (مص ل. ) دزدی، راهزنی.
( قَ عِ طَ ) [ ع. قطع الطریق ] (مص ل. ) دزدی، راهزنی.
قطع الطریق
دزدی، راهزنی.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 این خود مقررست که ارباب هوش را قطع طریق عشق نه تنها همین بهپاست
💡 دانی که چیست کعبه جان، جان کعبه اوست قطع طریق وادی آن طی ماسواست
💡 به پای قافله قطع طریق کن صائب ز برق و باد اگر پیشتر نمی افتی
💡 قطع طریق عشق به قدر تأمل است هر چند می شود ز کشیدن عنان گره
💡 در بسیط آمد مرکب ای رفیق مرکبی جوید پی قطع طریق
💡 قطع طریق معنی آسان رهیست ای دل لیکن بر اهل صورت دشوار مینماید