قد و بالا
مترادفها
قد، قامت، جثه
متضادها
کوتاه
لغت نامه دهخدا
قد و بالا.[ ق َ دُ ] ( ترکیب عطفی، اِ مرکب ) قامت:
ترا به سروین بالا قیاس نتوان کرد
که سرو را قد و بالا بذان تو ماند.دقیقی.شیوه و ناز تو شیرین، خط و خال تو ملیح
چشم و ابروی تو زیبا قد و بالای تو خوش.حافظ.
فرهنگ فارسی
قامت
جمله سازی با قد و بالا
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 سرو پیش قد و بالای تو دیدم پست است عقد زلف تو به انگشت گرفتم شست است
💡 به چهر و سیما فرزند ماه گردونی به قد و بالا مانند سرو کاشمری
💡 دریغا از قد و بالای علی اکبر دریغ از جعد گیسوی سمن سای علی اکبر
💡 در باغ روم بیتو و هر سرو که بینم پایش به هوای قد و بالای تو بوسم
💡 ای سرو سهی که قد و بالات خوشست آن دُرج پر از لؤلؤی لالات خوشست
💡 از پستی و بالا همه کس نعره برآورد هر جا که حدیث قد و بالای تو کردیم
💡 آن پسر جوان با قد و بالای بلند خود، به راحتی میتوانست از میان جمعیت انبوه در ایستگاه مترو عبور کند و همه را جلب توجه کند.
💡 برخلاف تصور اولیه که فکر میکردیم او بسیار کوتاه قد است، با دیدن عکسهای قدیمی متوجه شدم که قد و بالای او بسیار زیاد است.
💡 برای بازی در پست دروازهبانی در تیمهای حرفهای فوتبال، داشتن قد و بالای مناسب یکی از ارکان اصلی و ضروری برای موفقیت در این پست است.