لغت نامه دهخدا
قانونی. ( ص نسبی ) منسوب است به قانون. ( ناظم الاطباء ).
قانونی. ( ص نسبی ) منسوب است به قانون. ( ناظم الاطباء ).
[ معر - فا. ] (ص نسب. ) منسوب به قانون، امری که طبق قانون انجام گیرد. مق غیرقانونی.
( صفت ) آنکه قانون نوازد.
lecito
legittimo
معرب
منسوب به قانون، امری که طبق قانون انجام گیرد. مق غیرقانونی.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 هرچه را بینی به عالم هست قانونی ولی جور تو با ما است کو بیرون ز قانون میرود
💡 بکش صداع گدایان چنانکه ناز ملوک و گرنه باز ز سر گیر وضع قانونی؟
💡 علم دین را قانون اینست که میبینی به خط سبز بر این تختهٔ قانونی
💡 چه قانونیست یارب مطرب بزم محبّت را که خون آغشته خیزد نغمة شادی ز طنبورش
💡 میشود ز آهنگ دور اما محل نفخ صور بهر دفع ظلم قانونی که عدلش کرده ساز
💡 وادمی را زافرینش برگزید آنگه ز عدل خواست قانونی نهادن تا نخیزد گیر و دار