قاصدی

لغت نامه دهخدا

قاصدی. [ ص ِ ] ( حامص ) شغل و عمل قاصد و نامه رسان. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

شغل و عمل قاصد ٠

جمله سازی با قاصدی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 قاصدی کاید ز جانان بهر قتل دیگری قاصد جانان مگو کو قاصد جان من است

💡 از دوست قاصدی که پیام آورد به دوست انصاف میدهم که کم از جبرئیل نیست

💡 رساند مژده که از بارگاه جاه و جلال رسید قاصدی از وصف او خرد قاصر

💡 مو به مو پیغام مژگان ترا گوید به دل از تو ما را قاصدی دلسوزتر از تیر نیست

💡 قاصدی از گرد جولانش به هرسو می‌دود از پی گرد نگاهش چشم آهو می‌دود

روان یعنی چه؟
روان یعنی چه؟
کلمه یعنی چه؟
کلمه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز