فلاکت
واژهای است که در زبان فارسی به معنای نهایتِ بدبختی، تیرهروزی، و ناداری به کار میرود. بر اساس برخی منابع لغوی، این واژه ریشه در مفهوم فلکزدگی دارد و در برخی تعابیر، آن را مصدری جعلی و ساختۀ متأخرین دانستهاند که از ترکیب فلکزده مشتق شده است. معنای اصلی آن همراستا با واژههایی چون «نکبت» و «سیهروزی» است و بار معنایی شدیدی از مصائب و سختیهای روزگار را به دوش میکشد. این مفهوم، تداعیکنندۀ وضعیت ناگوار فرد یا جمعی است که تحت تأثیر نیروهای بیرونی قرار گرفته و از شرایط مساعد دور افتادهاند.
از منظر دیگر، فلاکت افزون بر معنای ناداری و بدبختی مالی یا اجتماعی، به مفهوم عمیقتری از خواری و ذلّت نیز اشاره دارد. این دلالت، فراتر از فقدان مادیات بوده و شامل انقیاد، بیاحترامی، و از دست رفتن کرامت انسانی میشود؛ حالتی که فرد در آن به دلیل شرایط پیشآمده، از جایگاه اجتماعی یا منزلت نفسانی خود تنزل یافته است. واژه فلاکتبار که از همین ریشه اشتقاق یافته است، صفتی است برای توصیف هر رویداد، وضعیت یا محیطی که سرشار از چنین شرایط نامطلوب و تحقیرآمیزی باشد.
در مجموع، بررسی ریشهشناسی و معانی فلاکت نشان میدهد که این واژه، نه تنها به یک وضعیت صرفِ مادّی، بلکه به یک تجربۀ زیستۀ توأم با رنج، درماندگی و خدشهدار شدن عزت نفس اطلاق میشود. این کلمه، علیرغم منشأ احتمالی جعلیاش، جایگاهی محکم در ادبیات و گفتار فارسی یافته و ابزاری کارآمد برای توصیف اوج پریشانی و محرومیتهای عمیق است که میتوان از آن در نقد اجتماعی یا بیان حالات درونی استفاده کرد.
مترادفها
بدبختی، رنج، سختی
متضادها
سعادت، خوشبختی، آسایش
لغت نامه دهخدا
فلاکت. [ ف َ ک َ ] ( از ع، اِ مص ) فلک زدگی و ناداری.( غیاث از فردوس اللغات ). و این مصدر جعلی است وضعکرده متأخرین. ( غیاث ). نکبت. بدبختی. غالباً این مصدر را برساخته ایرانیان از کلمه فلک زده دانسته اند. ( فرهنگ فارسی معین ). مصدر منحوت است. ( یادداشت مؤلف ). || خواری و ذلت. ( فرهنگ فارسی معین ).
- فلاکت بار. رجوع به این کلمه شود.
فرهنگ معین
(فَ کَ ) [ ازع. ] (اِمص. ) ۱ - بیچارگی، بدبختی. ۲ - خواری، ذلت.
فرهنگ عمید
ناداری و خواری، فلک زدگی، بیچارگی، بدبختی.
فرهنگ فارسی
بیچارگی، بدبختی، ناداری وخواری، فلک زدگی این کلمه درعربی استعمال نمیشوددرفارسی ساخته شده
( اسم ) ۱ - نکبت بد بختی ۲ - خواری ذلت. توضیح غالبا این مصدر را بر ساخته ایرانیان از ترکیب فلکزده دانسته اند. ولی ظاهرا این کلمه از مفلاک ع ساخته شده
ویکی واژه
miseria
بیچارگی، بدبختی.
خواری، ذلت.
جمله سازی با فلاکت
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 با فلاکت مملکت از چار سو پر سائِل است وز برای این همه سائِل کسی مسئول نیست
💡 تو شخص دولت و دینی و ایامت شده ارکان تو کل حشمت و جاهی و افلاکت شده اجزا