لغت نامه دهخدا
فشافاش. [ ف َ ] ( اِ صوت ) آواز تیر که پیاپی اندازند. ( فرهنگ فارسی معین ). فشافش:
برآمد ز ناورد برنا و پیر
چکاچاک خنجر، فشافاش تیر.هاتفی.رجوع به فشافش، فش و فش فش شود.
فشافاش. [ ف َ ] ( اِ صوت ) آواز تیر که پیاپی اندازند. ( فرهنگ فارسی معین ). فشافش:
برآمد ز ناورد برنا و پیر
چکاچاک خنجر، فشافاش تیر.هاتفی.رجوع به فشافش، فش و فش فش شود.
(فَ ) (اِ. ) نک فشافش.
نک فشافش.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چکاچاک تیر و فشافاش تیغ شده آتش سهم در جان میغ