فرودستی

مترادف‌ها

حقارت، پستی

متضادها

برتری، خودبرتری، استیلا، برتری‌جویی

لغت نامه دهخدا

فرودستی. [ ف ُ دَ ] ( ص نسبی ) منسوب به بنگاله که آن را فرودست نیز نامند. ( از برهان ).
فرودستی. [ ف ُ دَ ] ( حامص مرکب ) فقر و تنگدستی. ( یادداشت به خط مؤلف ). || زیردست دیگران بودن. ( یادداشت به خط مؤلف ).

فرهنگ معین

( ~. دَ ) (حامص. ) پستی، حقارت.

ویکی واژه

پستی، حقارت.

جمله سازی با فرودستی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 عاشق شده بر پستی بر فقر و فرودستی ای جمله بلندی‌ها خاک در این پستی

💡 در نقشه‌های جغرافیایی قدیمی، مناطق فرودستی که در کنار رودخانه‌های بزرگ قرار داشتند، همیشه به دلیل حاصلخیزی خاک محل سکونت انسان‌ها بودند.

💡 بسیاری از روستاها در مناطق فرودستی دره‌ای بنا شده‌اند تا از جریان آب‌های جاری برای آبیاری مزارع و مصارف خانگی خود استفاده کنند.

💡 تغییرات اقلیمی ممکن است باعث شود که مناطق فرودستی در برابر سیل‌های ناگهانی و بالا آمدن سطح آب رودخانه بسیار آسیب‌پذیرتر شوند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران