فرهنگ معین
(فَ رُّ ) [ فا - ع. ] (ص مر. ) خوشبخت، نیک بخت.
(فَ رُّ ) [ فا - ع. ] (ص مر. ) خوشبخت، نیک بخت.
خجسته فال، نیک بخت.
( صفت ) خجسته فال خوش طالع خوشبخت.
خوشبخت، نیک بخت.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چو دید سائل او سایه مبارک او ز دور گوید اینک همای فرخ فال
💡 حزین، اکنون به حاجی باد طوف کعبه ارزانی که من بر گرد این دیوان فرخ فال می گردم
💡 تو بنشستی بملک اندر بفرخ فال و نیک اختر نیارد بیشتر زین پیش گیتی مردم دون را
💡 بفرخ فال می خور تا مغنی دهد، بالا سماع خر گهی را
💡 ای سنایی خویش را چون طبع خرم وقت کن روح را چون خود همایون بخت و فرخ فال کن
💡 خجسته بادا فصل ربیع و گردش سال بر این خجسته لقا پادشاه فرخ فال