فراغبال

مترادف‌ها

آرامش، آسودگی خاطر

متضادها

مشغولیت، پریشانی، بی‌قراری

لغت نامه دهخدا

فراغبال. [ ف َ ] ( ص مرکب ) آنکه بی تشویش معاش کند و بال در لغت عرب به معنی دل است. ( از آنندراج ). رجوع به فارغ بال و فارغ البال شود.، فراغ بال. [ ف َ غ ِ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) آسودگی خاطر. آسایش و راحتی خیال:
ور چو پروانه دهد دست فراغ بالی
جز بدان عارض شمعی نبود پروازم.حافظ ( دیوان چ قزوینی ص 230 ).

فرهنگ معین

( ~. ) [ ع. فارغ البال ] (ص مر. ) آسوده خاطر.

ویکی واژه

فارغ البال
آسوده خاطر.

جمله سازی با فراغبال

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 فراغبال ز مرغان آن چمن مطلب که جوش لاله وگل راه باغبان ندهد

💡 دلت خوش است که داری ثمر درین بستان فراغبالی سرو روان چه می دانی؟

💡 فراغبال محال است راست کیشان را نشانه تنگ کند بر خدنگ میدان را

💡 فراغبالی در تنگنای چرخ مخواه همان به است که در بیضه بال وپر ندهند

💡 فراغبال درین بوستان نمی باشد که بوی سنبل و گل، دام در هوا بسته است

💡 او پس از سال‌ها فعالیت مداوم در محیط‌های پر استرس، اکنون در دوران فراغبال خود، وقت خود را صرف مطالعه و طبیعت‌گردی در کوهستان می‌کند.

💡 در زمان فراغبال و آرامش ذهنی، انسان می‌تواند به بهترین شکل ممکن با خود خلوت کرده و در مورد اهداف و برنامه‌های آینده زندگی‌اش فکر کند.

💡 نویسنده سعی داشت در این فصل از کتاب، فضایی از فراغبال و آرامش را برای خواننده خلق کند تا از هیاهوی بی‌پایان دنیای مدرن فاصله بگیرد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران