فراخور یک واژه فارسی است که به معنای متناسب یا مناسب استفاده میشود. این کلمه به طور خاص به چیزی اشاره دارد که با شرایط، نیازها یا ویژگیهای خاصی هماهنگ یا سازگار است. به عبارت دیگر، فراخور به معنای چیزی است که به خوبی با وضعیت یا موضوع خاصی تطابق دارد.
استفاده در جملات: معمولاً از این واژه در جملاتی استفاده میشود که به تناسب یا تطابق بین دو یا چند چیز اشاره دارند. به عنوان مثال: این لباس فراخور مراسم است یعنی این لباس مناسب و متناسب با نوع مراسم است.
مفهوم تطابق: فراخور به نوعی به مفهوم تطابق و سازگاری اشاره دارد. این مفهوم میتواند شامل تطابق در ابعاد، ویژگیها، شرایط یا هر نوع دیگر از ویژگیها باشد.
فراخور. [ ف َ خوَرْ / خُرْ ] ( نف مرکب ) شایسته و لایق و سزاوار. ( برهان ): خدمتکاران که فراخور وی باشند. ( تاریخ بیهقی ). || مناسب. متناسب. درخور. ( یادداشت بخط مؤلف ): پیغام فراخور نبشته بود. ( تاریخ بیهقی ). فراخور هر موضعی که شکار خواهند کرد آلات آن از سلاحها و چیزهای دیگر تعیین کنند. ( جهانگشای جوینی ).
(فَ خُ ) (ص مر. )۱ - درخور، سزاوار. ۲ - متناسب.
۱. درخور، سزاوار، شایسته، لایق، مناسب.
۲. (اسم ) اندازه.
۳. (اسم مصدر ) تناسب.
درخور، سزاوار، شایسته، لایق، مناسب
( صفت ) ۱ - شایسته سزاوار لایق ۲ - متناسب. یا فراخور حال. مناسب حال سزاوار مقام.
درخور، سزاوار.
متناسب.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مهی بگزین و جفتش ساز با خور طلب کن بهر وی شویی فراخور
💡 اصغر صادقی اشعار زیادی از بر داشت و به هنگام سخنرانی یا در نوشتن کتابهای متعدّدش، از این اشعار به فراخور مطلب استفاده میکرد. نوع نوشتههای او نیز از نظر نگارشی و محتوایی بسیار غنی و کم غلط است.
💡 ازدواج در ایران دارای رسوم و قواعدی است که برخی از آنها منحصر به فرهنگ ایرانی است. این رسوم در طول تاریخ به دفعات تغییر کردهاند و در میان اقوام، ادیان و مذاهب، و حتی طبقات اجتماعی گوناگون به فراخور متفاوت هستند.