لغت نامه دهخدا
فحلی. [ ف َ ] ( ص نسبی ) منسوب به فحل که موضعی است در شام. ( سمعانی ).
فحلی. [ ف َ ] ( ص نسبی ) منسوب به فحل که موضعی است در شام. ( سمعانی ).
منسوب به فحل که موضعی است در شام
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 کبشی چو تو مبارز فحلی چو تو مبرز دلها سوی تو مایل اجسام سوی تو مرکز
💡 ز گورانْ سرافراز گوری بوَد که با فحلیاش دست زوری بود
💡 تو ز میراث ربعی او را ده فحلی آور ورا سبک مسته