فتیت
لغت نامه دهخدا
فتیت. [ ف َ ] ( ع ص، اِ ) کوفته و ریزه ریزه کرده. ( منتهی الارب ). فَتوت. ( اقرب الموارد ). || نان ریزه. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ). نان خشک است که بسیار نرم ساییده باشند و مستعمل آن از نان گندم است. قلیل الغذا و مخفِّف رطوبت معده و مولد ریاح و سواد و دیرهضم و مضر احشای ضعیفه است و کهنه او بسیار زبون تر و مورث قولنج و مسدّد، و مصلحش شکر است. ( تحفه حکیم مؤمن ). نان فتیر است که فتیت نیز نامند، و فتیت هر چیزی را نامند. ( فهرست مخزن الادویه ). رجوع به فَتوت شود.
فتیة. [ ف ِت ْ ی َ ] ( ع اِ ) ج ِ فتی.( اقرب الموارد ) ( منتهی الارب ). رجوع به فَتی ̍ شود.
فتیة. [ ف َ تی ی َ ] ( ع ص ) مؤنث فَتّی. ج، فِتاء، افتاء. ( اقرب الموارد ) ( منتهی الارب ).
فرهنگ معین
(فَ ) [ ع. ] ۱ - (ص. ) کوفته و ریزه ریزه کرده. ۲ - نان خشک نرم ساییده.
فرهنگ فارسی
۱ - ( صفت ) کوفته و ریزه ریزه کردن ۲ - نان خشک نرم ساییده.
ویکی واژه
کوفته و ریزه ریزه کرده.
نان خشک نرم ساییده.
جمله سازی با فتیت
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چرا هنگام چیز و ناز پس چیزی نیلفغدی که بگرفتیت دستی وقت بیچیزی و بینازی
💡 گفتیت از در چو صبح عید درآیم تا چه کند حکم کردگار صفایی
💡 به قتل گفتیت از غم رها کنم چه شود اگر وفا کنی امروز عهد فردا را
💡 ای دل زغمش که گفتیت چون خون شو یا ساکن عشوه خانهٔ گردون شو
💡 مبادا به دل رای زفتیت جفت که هرگز نباید سپهدار زفت