غناگر

لغت نامه دهخدا

غناگر. [ غ ِ گ َ ] ( ص مرکب ) خواننده و نوازنده و آوازخوان. مغنی. غناساز. رجوع به غنا و غناساز شود:
هر رود که با غنا نسازد
برّد چو غنا گرش نوازد.نظامی.

فرهنگ معین

( ~. گَ ) [ ع - فا. ] (ص مر. ) آوازه - خوان.

فرهنگ عمید

۱. خواننده، آوازخوان.
۲. نوازنده.

ویکی واژه

آوازه - خوان.

جمله سازی با غناگر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 به ترک های و هو‌یم بی‌تلافی نیست سامانش نی بزمم غناگر بینوا شد بوریا ‌کردم

💡 بر شکست هر زیان تعمیر سودی بسته‌اند فربهی وقف غناگر آرزو لاغر شود

تالی یعنی چه؟
تالی یعنی چه؟
تولدو یعنی چه؟
تولدو یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز