لغت نامه دهخدا
غایر.[ ی ِ ] ( ع ص ) لغتی در غائر. رجوع ب-ه غائ-ر ش-ود.
غایر.[ ی ِ ] ( ع ص ) لغتی در غائر. رجوع ب-ه غائ-ر ش-ود.
(یِ ) [ ع. غائر ] ۱ - (اِفا. ) فرو شونده. ۲ - (ص. ) فرو رفتگی.
۱ - ( اسم ) فرو شونده در نشیب فرو رونده. ۲ - ( صفت ) نهان در زیر زمین ( آب ) مقابل ظاهر. ۳ - گود پست.
غائر
فرو شونده.
فرو رفتگی.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 وجود نژادهای مختلف در جهان همچنین میتواند موجب رفتارهای مغایر و برخوردهای نژادپرستانه در بین گروهها و ملیتهای مختلف شود.
💡 خواهد بود که با ادعای ۲ مغایرت دارد. حالا یک عدد طبیعی
💡 حقیقة الحقایق- هو به حقیقت هویتی را سزاوار است که مستفاد از غیر و مغایر وجود نیست. هر ذات را که هویت از غیر بود یا مغایر وجود باشد لذاته هو هو نبود، بل هو لغیره بود: هواللّه الذی لا اله الا هو.
💡 یغما می گوید این فرد از قول مخاطب قبراق تر بود والا تغییر می نمود ولی چون بحمدالله تعالی غبار مغایرت مرتفع است و اسباب مواخذت مجتمع، فرقی در اقوال پدر و پسر نیست و به اقتضای مقام تحریر مصراعی از این مناسب تر: خدا هم داد من از آن پدر هم زان پسر گیرد.