این واژه به حالتی اشاره دارد که در آن یک ماده، محیط یا موجود زنده به عوامل بیماریزا مانند باکتریها، ویروسها یا قارچها آلوده شده و در نتیجه امکان ایجاد یا انتقال بیماری در آن فراهم میشود. در علوم پزشکی، این اصطلاح بیشتر برای توصیف وضعیتهایی به کار میرود که در آن میکروارگانیسمها وارد بدن انسان یا حیوان شده و موجب اختلال در عملکرد طبیعی بافتها و اندامها میگردند. زمانی که گفته میشود یک زخم عفونی شده است، منظور این است که عوامل میکروبی در آن ناحیه تکثیر یافته و باعث بروز علائمی مانند التهاب، درد، تورم یا ترشحات غیرطبیعی شدهاند. بیماریهای عفونی معمولاً قابلیت سرایت دارند و میتوانند از فردی به فرد دیگر از طریق تماس مستقیم، هوا، آب یا ابزار و سطوح آلوده منتقل شوند. شدت این بیماریها بسته به نوع عامل بیماریزا و همچنین وضعیت سیستم ایمنی فرد میتواند از خفیف تا بسیار شدید و خطرناک متغیر باشد. در علم پزشکی، پیشگیری از عفونت اهمیت بسیار زیادی دارد و این امر از طریق رعایت بهداشت فردی، ضدعفـونی کردن محیط و استفاده از واکسنها تحقق مییابد. در محیطهای درمانی و بهداشتی، عفونی بودن یک سطح یا ابزار به معنای وجود آلودگی میکروبی بر روی آن است که میتواند سلامت افراد را به خطر بیندازد. در کاربرد عمومی نیز این واژه گاهی به صورت گستردهتر برای اشاره به هر نوع آلودگی یا فساد میکروبی به کار میرود. به طور کلی، مفهوم عفونی بودن نشاندهنده حضور و فعالیت عوامل میکروبی بیماریزا در یک محیط یا موجود زنده است که توانایی ایجاد آسیب به سلامت را دارد.
عفونی
لغت نامه دهخدا
عفونی. [ ع ُ ] ( ع ص نسبی ) منسوب به عفونة و عفونت. دارای عفونت: قانون علاج تبهای عفونی... بکار باید داشت. ( ذخیره خوارزمشاهی ). رجوع به عفونت و عفونة و تب عفونی شود.
- ضدعفونی؛ آنکه عفونتش زایل شده است. ( فرهنگ فارسی معین ).
- ضدعفونی شده؛ در اصطلاح پزشکی، پاک شده از پلیدی و ناپاکی و میکرب. ( فرهنگ فارسی معین ).
- ضدعفونی کردن؛ در اصطلاح پزشکی، از ناپاکی و عفونت زدودن. محل یا موضعی را که قبلاً آلودگی داشته و یا مشکوک به ناپاکی بوده است از میکرب و مواد آلوده کننده پاک کردن. گندزدایی. پلشت بری. ( فرهنگ فارسی معین ).
- ضدعفونی کننده؛ در اصطلاح پزشکی، موادی که برای ضد عفونی کردن بکار روند. وسایل و داروها و اجسام و عناصری که آلودگیها را پاک کنند و میکربها را از بین ببرند. گندزدا. پلشت بر. ( فرهنگ فارسی معین ).
فرهنگ عمید
دارای چرک و عفونت.
فرهنگ فارسی
( صفت ) منسوب به عفونت مقابل ضد عفونی.
جمله سازی با عفونی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 پیلهٔ دندان یا آبسهٔ دندان چرکهایی است که در ریشهٔ دندان جمع شده و باعث عفونی شدن آن میشود و ممکن است در صورت درمان نشدن به موقع به تدریج به فضاهای عمقی مانند فضاهای اطراف حلق، مجاری تنفسی و حتی اطراف مغز راه پیدا کند و موجب انسداد راههای تنفسی، درگیری مغز و مننژیت (التهاب پرده مغز) و درگیری خون و حتی مرگ شوند.
💡 عوارض جانبی شناختهشدهٔ این دارو، سپتیسمی باکتریایی، مننژیت ویروسی، بیماری تهاجمی قارچی و لکوانسفالوپاتی چندکانونی پیشرونده است که نوعی بیماری عفونی مغز به دلیل فعالشدنِ ویروسهای جیسی نهفتهاست. ۴ مورد از این بیماری اخیر در مبتلایان به پسوریازیس گزارش شد که میزان بروز آن ۱ در ۵۰۰ بیمار است.